أبو علي سينا

27

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

باشد ، لا جرم ضنّت نكند بر مستعدان ، تا خلايق به متابعت و اقتباس ، علوم از ايشان ، كمال يابند و سعادت دو جهانى . و درين باب سخن دراز است ، امّا مقصود از آن مىبايد كه معلوم شود ، و آن ، آنست كه « 1 » ، هر علمى كه استنباط كرده باشند آن را ، اوّل مستنبطى باشد كه ابتدأ آن « 2 » علم ، يا آن صناعت ، از وى بود ، و اين استنباط به طريق حدس بود و بيان آن برين موجب كه ياد كرديم در پيش « 3 » آنست كه نفس آن مستنبط در جبلّت خيال افتاده باشد كه ناگاه به حدّ اوسط « 4 » برخورد و باز افتد بىتفكر و طلب ، بلكه چنان باشد كه هر چه أو را بايد ، حدّ اوسط در آن به وى باز مىخورد و هر كجا كه حدّ اوسط حاصل گشت اقتران قياسى و حصول نتيجه در آن لحظه متابع آن باشد و هر وقت كه اين علوم و صناعات را انقراض افتد ، به سبب حوادث كبار و وقايع عظام كه در حرث و نسل بنمايد ، يا اگر بماند سخت اندك بماند بعد از آن حقّ سبحانه و تعالى يكى را بدر آرد تا علوم « 5 » و صناعات را از وى آغاز و ابتداء باشد . چنان كه در طوفان نوح عليه السلام و غير أو بوده است و روا بود كه به يك كس تنها ، اين علوم و صناعات از دست نيايد ، هر يكى « 6 » را چند كس ببايد كمتر يا بيشتر . امّا بدان طريق كه ياد كرده آمد . و تعلّم از يكديگر ، نامتناهى روا نيست ، لا بدّ انتهاى آن يا صاحب حدسى بود ، بد آن وجه كه گفتيم « 7 » . و صاحب آن « 8 » حدس ، به هر زمانى نبود ، بلكه وجود أو شاذ بود و نادر . و لابدّ برو واجب بود به افادت ، مشغول بودن تا بعضي از ثمرات حدس أو منسوخ و باطل « 9 » نشود اگر چه آن ديگر بعض ، كه مؤدى به كمال اوست « 10 » ، أو را بىافادت « 11 » غيرى

--> ( 1 ) - أصل آنست هر . ( 2 ) - أصل بر ابتداء . ( 3 ) - از پيش . ( 4 ) - در آن قوى باز مىخورد . ( 5 ) - كه علوم ( 6 ) - كسى . ( 7 ) - بگفتيم ( 8 ) - اين . ( 9 ) - باطل و منسوخ . ( 10 ) - أو است ( 11 ) - افادتى .